تبليغاتX
فانوس ایران

پیشنهادهایی به مناسبت هفتمین سال برگزاری برنامهء صعود قلم

صعود قلم ششمین سال را پشت سر می گذارد و به برگزاری هفتمین جشن سالانه نزدیک می شود.

همنوردان ووبلاک نویسان کوهنورد در این سال ها ارتباط های جدیدی به ویژه در کار گروهی را تجربه کرده اند وکارنامه ی قابل قبولی در زمان اجرای برنامه وپس از آن بر جای گذاشته اند.

همکاری در صعودهای مختلف ، راه اندازی وبلاگ های گروهی مانند تارنگار صیانت از کوهستان ،صعودقلم و...همکاری در راه اندازی اولین کتابخانه کوهستان و...از آن جمه اند.

به نظر می رسد پس از گذشت 6سال نیاز به همکارهای بیشتری احساس می شود و قطعا دوستان کوهنویس ازتوانایی های بیشتری در زمینه این همکاری ها برخوردار هستند.به ویژه در زمینه های محیط کوهستان وزیست بوم که دچار آسیب های فراوانی است ونیاز به توجه بیشتری دارد.

از همین روی چند پیشنهاد پیش از اجرای برنامه  سال جاری به خدمت دوستان هیئت اجرایی و میزبانان گرامی تقدیم می کنم و امیدوارم دیگر همنوردان نیز پیشنهادهای خودرا به هیت اجرایی محترم ارائه کنند تادر صورت دارا بودن قابلیت های کافی عملی گرددو به پربارتر شدن این برنامه کمک کند.

1-      تشکیل کمیته ای برای بررسی واجرای پیشنهادهای ارائه شده از سوی کوهنویسان

2-      ادامه ایجاد کتابخانه کوهستان در تمام پناهگاه های کشور،بویژه در محل اجرای برنامهء پیش روی صعود قلم .(همنورد گرامی جناب آقای فوادرضاپور پیشنهاد کردند پیش از اجرای برنامه فرا خوانی به دوستان شرکت کننده ارسال شودو درخواست شود هر فرد حد اقل دو جلد کتاب برای اهدا به پناهگاهی که برنامه امسال در آن مکان برگزار می شود همراه داشته باشد)

3-پاکسازی مسیر حرکت در زمان اجرای برنامه سالانهء صعود قلم

4-ساخت قلم به نام صعودقلم به عنوان نماداین برنامه وتقدیم به افراد پیشکسوت کوهنوردی که به عنوان مهمان به این برنامه دعوت می شوند.

5- ایجاد یک وب سایت ویا  بانک اطلاعاتی جهت گردآوری اطلاعات وتجربیات صعود های همه کوهنوردان ایران، همچنین تاریخ کوهنوردی کشور

6-تلاش در جهت آموزش مردم به ویژه کودکان ونوجوانان برای پاسداری از محیط زیست وکوهستان،مانندبرگزاری کارکاه های آموزشی در روستاها و محله ها هنگام صعودهای هفتگی

 

 

باآرزوی صعودهای موفق

حسین زندی دبیر کمیته کوهنوردی انجمن ایرانشناسی کهن دژ

+ نوشته شده توسط حسین زندی در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 و ساعت 2:44 |
از نگاه خبرنگاران و فعالان میراث فرهنگی


بهترین و بدترین خبر

 درباره میراث فرهنگی و طبیعی ایران در سالی که گذشت 

 

ایران‌نامه- شاهین سپنتا: یک سال دیگر را پشت سر گذاشتیم، سال 1390 با رویدادهای فراوان به پایان رسید؛ سالی که از دیدگاه بسیاری از مردم و کنشگران اجتماعی، رویدادهای ناخوشایند آن بسیار بیش‌تر از رویدادهای خوشایندش بود. در سالی که گذشت، در ایران‌نامه بسیاری از خبرهای خوب و بد را در حوزه میراث فرهنگی و طبیعی به آگاهی علاقه‌مندان رساندیم و بسیاری دیگر از خبرهای خوب و بد نیز در دیگر رسانه‌ها بازتاب یافتند. برای این که مروری داشته باشیم هر چند کوتاه بر رویدادهای مختلف سال گذشته، و برای قدردانی از زحمات همه دوستانی که با یک سال تلاش مداوم، خبرهای میراث فرهنگی و محیط زیست را با دقت و سرعت به آگاهی همگان رسانند، در روزهای پایانی این سال به شماری از دوستان و همکاران خبرنگارم در رسانه‌های مختلف و همچنین برخی از دوستان فعال در حوزه میراث فرهنگی و طبیعی نامه نوشتم و از آن‌ها خواستم تا با نگاهی به رویدادهای گوناگون سال 1390 بهترین و بدترین خبر در زمینه میراث فرهنگی و طبیعی را انتخاب کنند. شاید این کار، نوعی احوال‌پرسی و قدردانی باشد از زحمات همه آن‌ها که در سال گذشته با همه محدودیت‌های موجود به آگاهی‌رسانی پرداختند و همچنین نوعی جمع‌بندی باشد از آنچه که در سال گذشته بر میراث فرهنگی و طبیعی ما گذشته است. خوشبختانه بیش‌تر دوستان به فراخوان من پاسخ مثبت دادند و جواب‌های خود را برای نشر در ایران‌نامه فرستادند. ضمن سپاس از همه این دوستان، پاسخ‌های آنها را به همان ترتیبی که به دستم رسیده است، بدون کم و کاستی منتشر می‌کنم و پاسخ دیگر دوستان را نیز پس از دریافت در روزهای آینده، به این فهرست خواهم افزود:

حسین زندی:

خوب: خبر خوبی در این زمینه به ذهنم نمی‌رسد...

بد:  تخریب تپه تاریخی مصلای همدان 

 

                                    

درود بر شما. با سپاس از تلاش‌های شما در این حوزه و عرض شادباش نوروز، امیدوارم سالی سرشار از شادی و بهروزی داشته باشید. اغلب خبرهای حوزه میراث فرهنگی و محیط زیست اخبار مهمی هستند چرا که هر یک از آثار تاریخی و بخش‌های محیط زیست جزیی از کالبد این سرزمین هستند که با آسیب دیدن هر یک بخشی از این بدنه از کار می‌افتد، از این روی نمی‌توان وجه تمایزی میان آنها قایل شد. خبرهای بد در حوزه میراث فرهنگی و محیط زیست آنقدر زیاد بود که حتی به یادآوردن و نام بردن از تک‌تک آن ها نیاز به زمان زیادی دارد. اخباری مانند: خشک شدن دریاچه ارومیه، آب‌گرفتگی تخت جمشید، تخریب تپه شاه طهماسب همدان، آتش‌گرفتن جنگل‌های زاگرس، تخریب خانه‌های تاریخی، و صدها مورد دیگر که هر یک از آنها از منظری دارای اهمیت است و جملگی اخبار بدی هستند. همدان نیز در سالی که گذشت از این گود بر کنار نبود و از این دست خبرها کم نداشت.

اما خبری که از وجوه گوناگون برای من اهمیت داشت و بارها بدان پرداختم، تپه تاریخی مصلای همدان بود که از جنبه‌های تاریخی، زیست محیطی و میراث معنوی مهم است. تپه‌ای که بقایای ارگ شهر (قلعه اشکانی) تا چند سال پیش در آن نمایان بود و سیاحان و مورخان در مواردی آن را با شهر هگمتانه یکی دانسته‌اند. از نظر زیست محیطی هم نزدیک به 60درصد از فضای این تپه 6 هکتاری در دهه پنجاه جنگل کاری شده بود و ریه های تنفسی شهر لقب گرفته بود که در 5 سال گذشته نابود شده است. از سوی دیگر داستان‌ها و افسانه های مردم این شهر با تپه مصلی پیوند داشته و همچنان سالخوردگان روایت‌های گوناگونی از گنجینه‌های آن دارند که با تخریب این تپه توسط معاونت استانداری جهت ساخت و سازخاطره‌ جمعی شهروندان آسیب دیده است.

با مواردی که بر شمردم خبر خوبی در این زمینه به ذهنم نمی رسد. اما آرزو دارم در سال جدید مجوزی در جهت تخریب  و نابود میراث فرهنگی و محیط زیست صادر نگردد و تخریبی صورت نگیرد. امیدوارم مردم نیز با آگاهی و احساس مسئولیت بیشتری به حفظ و نگهداری این آثار همت کنند تا شاید خبر بدی برای گزارش در این حوزه وجود نداشته باشد.

باسپاس از دکترشاهین سپنتا پاسخ های دیگر دوستان را در ایران نامه بخوانید:

http://www.drshahinsepanta.blogsky.com/



برچسب‌ها: میراث درخطر
+ نوشته شده توسط حسین زندی در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 و ساعت 1:59 |

حسین زندی

 پنجمین جشن راهنمایان گردشگری کشوردر استان خوزستان

حضور راهنمایان گردشگری غرب کشور در پنجمین جشن راهنمایان گردشگری خوزستان چشمگیر تراز گذشته

پنجمین جشن سالانه راهنمایان گردشگری از تاریخ 30بهمن تا دوم اسفند ماه نود در استان خوزستان برگزار شد.حضور بیش از پانصد نفر از راهنمایان گردشگری ، شرکت های برگزار کننده تور، روزنامه نگاران و فعالان حوزه گردشگری و مهمانانی چون دکتر ناصر کرمی ، محمدرضا اصلانی ، پروین فخاری و سودابه فضائلی به غنای جشن افزوده بود. این جشن که هر سال هم زمان با روز جهانی گردشگری برگزار می شود اهدافی چون گرد آمدن راهنمایان گردشگری و آشنایی و همکاری بیشتر با یکدیگر ، تجلیل از راهنمایان و پیشکسوتان ، پیگیری مطالبات صنفی ، ورود راهنمایان در تصمیم گیری های مربوط به میراث فرهنگی ، بالا بردن سطح علمی راهنمایان گردشگری و ... را با خود دارد . در جشن امسال شرکت کنندگان به یاد زنده یاد دکتر پرویز رجبی که برای نوشتنآثارش سفرهای بسیاری را در کارنامه داشت یک دقیقه سکوت کردند و یاد و خاطره این ایرانشناس برجسته  را گرامی داشتند همچنین از دکتر توراندخت میرهادی که به دلیل بیماری نتوانسته بود درجشن شرکت کند پس از قرائت پیام او توسط نماینده اش تجلیل به عمل آمد .

_برگزاری جشن پیامدهای مثبتی را همراه داشته از جمله این که بیش تر استان ها به سمت تشکیل

انجمن های صنفی رفته اند و چند استان نیز موفق به تشکیل انجمن صنفی شده اند و راهنمایان

ارتباطات کاری خوبی با هم پیدا کرده اند، اما در این میان نقش راهنمایان گردشگری استان همدان

در جشن سال 90 بسیار چشمگیر بود . برگزاری سه کارگاه با موضوع های 1-اکوتوریسم با

رویکرد پرنده نگری 2-توریسم ترکیبی و تاثیر هم افزایی انواع توریسم بر یکدیگر 3-توریسم

ورزشی ، همچنین مدیریت کارگاه ها توسط راهنمای برتر سال 88 از استان همدان و مسئولیت

هماهنگی استان های همجوار مانند کردستان ، کرمانشاه و ... به عهده بابک مغازه ای از همدان بود

که با تلاش ایشان سهمیه راهنمایان استان همدان به 5برابر رسید ، و نکته دیگر اینکه در بین حامیان

جشن، مجتمع تفریحی توریستی گنجنامه از همدان نیز به چشم می خورد در پایان جشن از محمد

سوزنچی به عنوان راهنمای برتر استان تقدیر شد .

اما به گواه شرکت کنندگان مشکلاتی به چشم می خورد که برگزارکنندگان بعدی که (کرمان و

همدان)از نامزدهای سال آینده هستند باید توجه کنند برنامه ریزی ضعیف باعث هدررفت وقت

 وهزینه می گردد و به طور مثال ورود پانصد نفر به صورت هم زمان به یک سایت تاریخی آسیب

های ناخواسته به آثار آن وارد می کند و به دلیل حجم بازدیدکنندگان بازدید مفید نخواهد بود .

همچنین اگر پیش از برگزاری جشن به مسائل زیست محیطی توجه نشود با حضور ده ها خبرنگار و

رسانه چهره خوبی از استان میزبان معرفی نخواهد شد به طور مثال حجم انبوه زباله در کنار رود

کارون و اطراف خیابان های دزفول و خوزستان توجه همه را به خود معطوف کرده بود .

از آنجا که این جشن توسط بخش خصوصی (انجمن راهنمایان گردشگری ایران )و با همیاری فعالان

این عرصه بدون حمایت مالی دولتی برگزار می شود و اتفاقا از نقاط قوت جشن این مسئله است، در

پایان جشن میزبانان به دنبال تامین کسری هزینه هستند در دو سال گذشته این مشکل بیشتر شده است

اما راهنمایان می توانند با بالا بردن هزینه ثبت نام این مشکل را از سر راه میزبانان بردارند .


برچسب‌ها: خوزستان جشن راهنمایان گردشگری
+ نوشته شده توسط حسین زندی در جمعه پنجم اسفند 1390 و ساعت 0:19 |

متن کامل این گزارش در ویژه نامه پنجمین جشن راهنمایان گردشگری ایران با عنوان راهنمایان گردشگری همدان در تلاش برای تشکیل انجمن صنفی درسال آینده منتشر شده است

حسین زندی

کمیته گردشگری کهن دژ وابسته به انجمن ایرانشناسی کهن دژ از جمله گروه های گردشگری فعال در غرب کشور است . اعضای این کمیته مدت یک دهه به فعالیت در حوزه گردشگری تاریخی،طبیعی مشغول اند به ویژه راهنمایان این گروه در شناسایی و معرفی جاذبه های گردشگری منطقه موثر بوده اند به همین منظور عده ای ازآنان در رشته های مرتبط مانند جهانگردی،باستانشناسی،ایرانشناسی و ...تحصیل کرده اند از آنجا که اعضای کهن دژ فرآیند توسعه در همه زمینه ها را روند پایدار با حفظ ذخایر زیستی بشری همچون میراث فرهنگی و محیط زیست می دانند همواره پاسداری از زیست بوم و آثار فرهنگی را سرلوحه تلاش های خود قرار داده اند و در طول سال های فعالیت هم زمان با معرفی و استفاده از ظرفیت های گردشگری کشور و دفاع از این مسئله مهم در قالب همایش مقاله یاداشت و مصاحبه هرگز این دو مقوله «زیست بوم و میراث فرهنگی کشور» را فدای گردشگری نکرده اند .

-برگزاری تورهای محلی به صورت هفتگی در برخی فصول سال و همچنین تورهای ماهیانه در سطح کشور در جهت اهداف یاد شده و همکاری با برگزارکنندگان همایش ها،جشنواره های همسو ومرتبط از جمله همایش سالیانه صعود قلم برگزاری جشن های ملی و همکاری با راهنمایان گردشگری سراسر کشور به ویژه شرکت کنندگان و اعضای جشن انجمن گردشگران ایران ازجمله تلاش های وفعالیت های این گروه درسالهای گذشته است .

-نمایندگان کهن دژ همه ساله در جشن راهنمایان گردشگری (یزد،تبریز،رامسر)حضور فعال داشته اند برگزاری کارگاه های آموزشی از آن جمله اند در سال 89 از آقای اردشیر ثریایی و در سال 88 از آقای بابک مغازه ای دبیر انجمن به عنوان راهنمای نمونه در شهرهای رامسر و تبریز تجلیل شد.امسال نیز نمایندگان کمیته گردشگری کهن دژ در استان خوزستان (اهواز)حضور دارند.

-ارتباط و تجمیع راهنمایان گردشگری استان های همسایه مانند کرمانشاه، کردستان، ایلام و لرستان در یک کارگروه ویژه و تلاش برای تشکیل انجمن صنفی در استان همدان برنامه سال آینده این کمیته است.

وازاین پس گزارش ها، مقالات وبرنامه های گروه درتارنگار

  http://www.touristinformation.blogfa.com/منتشر خواهد شد


برچسب‌ها: راهنمایان گردشگری خوزستان
+ نوشته شده توسط حسین زندی در جمعه پنجم اسفند 1390 و ساعت 0:15 |

«سده»،«چله کوچک» یک جشن در دو روایت

حسین زندی

جشن های کهن ایرانی مانند مهرگان، تیرگان ، سده و... که در گذشته به صورت عمومی برگزارمی شده اند و ریشه در باورهای مردم این سرزمین دارند، با گذشت روزگار، تغییر سلسله های حکومتی، جنگ ها ، مهاجرت ها و تغییرات مذهبی به وجود آمده ،دچار دگرگونی هایی شده اند. از آنجا که فرهنگ ستیزی و کتاب سوزی نیز محصول چنین اتفاقاتی بوده است منابع دقیق و قابل استنادی از آیین ها و جشن ها برجای نمانده است که بتوان بدان استناد کرد.تنها در کتاب ها  ومتون اندکی می توان نشانه ها و اشاره هایی از آنها یافت. اکنون می توان ردپای این جشن ها را در مراسم و آیین های محلی در گوشه گوشه ی ایران جستجو کرد. آیین ها و جشن هایی که عناصر مشترک با جشن های کهن دارند  با تفاوت هایی در زمان و شیوه برگزاری ( به دلایلی که اشاره شد) همراه است.

جشن «سده» یا « چله کوچک» یکی از این جشن هاست که زمان برگزاری آن دهم بهمن ماه  بوده است. سده را جشن کشف آتش توسط هوشنگ پیشدادی می دانند و چله کوچک جشن چهلمین روز یلدا یا چله بزرگ است.

 روایت اول « سده»  :

در اساطیر ایرانی پیدایش آتش را به هوشنگ پیشدادی نسبت داده اند. کشف آتش یکی از بزرگترین اتفاقات زندگی بشر بود که انسان با شناخت آن از ترس و وحشت از سیاهی و تاریکی وارهید و کشف های دیگری درپی شناخت این عنصر مهم و مقدس پدید آمد. به این اتفاق و جشن در آثار پیشینیان مانند : دیوان منوچهری، شاهنامه ، التفهیم، آثارالباقیه ، برهان قاطع ، تاریخ بیهقی و... اشاره هایی شده است:

« پیش از سده روزی است، او را بر سده گویند و نیز نوسده[ 5روز پیش از سده] و به حقیقت ندانستم از وی چیزی» (التفهیم، ابوریحان بیرونی )

« و سده فراز آمد. نخست شب امیر برآن لب جوی آب، که شراعی زده بودند، بنشست و ندیمان و مطربان بیامدند و آتش به هیزم زدند. و پس از آن شنیدم، که قریب ده فرسنگ فروغ آن آتش پدیده بودند. و کبوتران نفط اندود بگذاشتند[ پرواز دادند] و ددگان برف اندود و آتش زده به دویدن گرفتند و چنان سده یی بود، که دیگر آن چنان ندیدم. وآن به خرمی به پایان آمد... » ( تاریخ بیهقی، به تصحیح دکتر علی اکبر فیاض)

«... و روز دهم این برج روز آبان عید است که آنرا سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر پسر بابکان است و  در علت و سبب این جشن گفته اند که هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند میان آن و آخر سال عدد صد و بیست می آید و برخی گویند سبب این است  که در این روز زادگان کیومرث ، پدر بشر، درست صد تن شدند و یکی از خود را بر همه پادشاه گزدانیدند و جمعی برآنند که این روز عید هوشنگ پیشدادی است که تاج عالم را بدست آورد  و دسته ای هم گفته اند در این روز جهنم از زمستان به دنیا بیرون می آید از این رو آتش می افروزند تا شر آن برطرف گردد و تبخیر می کنند. که تا مضرت آن را برطرف کنند تا اینکه در خانه ملوک در این شب رسم شده که آتش بیفروزند و چون شعله ور گردد وحوش را به آتش می اندازند و مرغها را در شعله آن می پرانند  و در کنار این آتش می نشینند و بلهب و لعب مشغول می شوند ( خداوند از هر کس که ا ز ایلام و ایذای حیوانات غیرموذی لذت می برد انتقام بکشد.( آثارالباقیه ، ابوریحان بیرونی، اکبر داناسرشت)

البته آثار مکتوب باقی مانده  از گذشته اغلب آمیخته با افسانه است و اطلاعات دقیقی به دست نمی دهد با این حال بنابر مواردی که اشاره شد به ویژه تاریخ بیهقی این جشن از جشن های بسیار مهم بوده که هم شاهان و حاکمان و هم مردم آن را گرامی می داشتند.

 روایت دوم « چله کوچک» :

به نظر می رسد سده روایت شهری و رسمی این جشن و چله کوچک روایت دهقانی و روستایی آن  است. چله کوچک ویژگی ها، افسانه ها و حتی گاهشماری ویژه ای دارد که خبر از قدرت و نیروی  آن می دهد و این روایت را به همراه دارد که کهنسالان و پیرزنان را از سرما و برف خانه نشین می کند و دایم با چله بزرگ «یلدا» در جدال است که چرا نتوانسته سرمای واقعی را به مردم نشان دهد. این داستان ها بیشتر جنبه کشاورزی و روستایی دارد و در این گاهشماری هر  برف و سرمایی دلیلی و مناسبتی  دارد. چار چار ( چار روز پایانی چله بزرگ و چهار روز آغازین چله کوچک ) ، اهمن و بهمن ( وهمن) ، پیرزن و آیین ها و آداب زمستانی که در امتداد ماه بهمن تا آخر اسفند ادامه دارد هر یک افسانه ای و داستانی را روایت می کنند که قابل بررسی است.

جشن ها و آیین هایی در ایران فرهنگی برگزار می شود که با این جشن عناصر مشترک بسیاری دارد و اینگونه می نماید که ریشه در سده دارد. از آن جمله اند: جشنهای آیینی ایزدیان که در اوایل بهمن ماه برگزار می شود، مراسم پیرشالیار در روستای اورامان تخت منطقه اورامانات و حتی جشن مذهبی سرکیس مقدس ( sarkis)  و درندز (darendez) که در بین ارمنیان ایران مرسوم است. بررسی این جشن ها باورها و معتقدات بهترین راه برای بازیابی و بازشناسی جشن سده است.

اما روایت سومی نیز وجود دارد؛ بر پایه ی تقویم گرمسیری کردی که درمیان بخشی از مردم جنوب کردستان متداول است و ازآنجا که سال کشاورزی در این منطقه یک ماه زودتر از دیگر نقاط ایران آغاز می شود برخی جشن سده را آغاز سال گرمسیری می دانند. اما این فرضیه محتمل به نظر نمی رسد و فاقد ریشه ی تاریخی و علمی است . برساخته ای جدید است و نمی توان به آن استناد کرد.

http://hamadanblog.mihanblog.com/ همدان نامه

 


برچسب‌ها: جشن ها میراث معنوی
+ نوشته شده توسط حسین زندی در دوشنبه دهم بهمن 1390 و ساعت 15:22 |

در خیابان های همدان درختان ایستاده می میرند

کسی به فکر درختان این شهر نیست.

حسین زندی

«برگرد دیوارهای همدان - باغ های پرشکوفه دامن کشیده­اند»(کلینتن سکالرد)

هرودت می نویسد «سرزمین واقع در شمال هگمتانه کوهستانی و پوشیده از جنگل است»

ویلیام جکسن ،سیاح و ایران شناس امریکایی وقتی در سال 1903 وارد همدان می شود از بیشه زارها و باغ هایی می نویسد که به شعاع 25 کیلومتر به سمت غرب امتداد دارد . دیگر مستشرفین و سیاحتنامه نویسان نیز از این شهر با عنوان شهر باغ ها و درختان یاد می کنند و می نویسند «همدان شهری است که آن را درختان احاطه کرده اند» اما امروز نه تنها از آن درختان وبیشه ها خبری نیست بلکه اغلب باغ های منتهی به کوه الوند نیز نابود شده و برج ها و آپارتمان های نا موزون جایگزین آن شده است و چشم انداز طبیعی شهر را نابود کرده است .

 -اگرچه فجایع زیست محیطی مانند خشک شدن دریاچه ارومیه ملموس و چشم گیرتر است اما نابودی درختان ذره ذره اتفاق می افتدو دچار مرگ تدریجی می شوند به همین جهت واکنش عمومی در پی ندارد.

 - یکی ازاین مواردکه شهروندان ومسؤلین بدان توجه ندارند از بین رفتن درختانی است که در کنار پیاده­روها،میان بلوارهای اصلی ، حاشیه­ی میدان ها و فلکه ها کاشته شده اند این درخت­ها که بیشتر چنار،زبان گنجشک،بید و ..هستند در سه دوره به دنبال پی ریزی و طراحی شهری به شیوه­ی امروزی و گسترش شهر کاشته شده اند دوره­ی اول در ابتدای قرن حاضر در هسته مرکزی شهریعنی میدان اصلی وشش خیابان منشعب از آن کاشته شده اند دوره دوم همزمان با احداث بناهای یادمانی بوعلی سینا و باباطاهر و دوره سوم اواخر دهه 60 وابتدای دهه 70 به ویژه در زمان شهرداری زنده یاد «بهنامجو» کاشته شده اند.

 - این درختان در سال های اخیر به بهانه ها و شیوه های گوناگون قلع و قمع می شوند به نحوی که امروز دیگر از چنارهای صدساله تنومند خبری نیست این پدیده شوم دلایل گوناگون دارد که به چند مورد آن اشاره می کنم:

1-بی توجهی مسئولین شهری به ویژه شهرداری و اداره محیط زیست. با آن که تدابیر قانونی وجود دارد و می شود مجرمین را مجبور به پرداخت جریمه و یا کاشت دوباره درخت کرد اما در بیشتر موارد جریمه دریافت می شود و از کاشتن درخت خبری نیست و برخورد قانونی با مراکز و نهادهای دولتی مطلقا وجود ندارد از بین رفتن پارک جنگلی مصلا نمونه ای از تعاملات و چشم پوشی هاییست  که بین نهاهای دولتی وجود دارد .

2-مغازه دارها،مالکان پاساژها،مراکز خرید،بانک ها و ادارات برای بهتر دیده شدن ویترین اقدام به از بین بردن درختان می کنند یا شبانه درختان را می برند و یا با ریختن مواد شیمیایی باعث خشک شدن درختان می شوند.

3-به دلیل حضور انبوه پرندگان (سارها) که بر­روی چنارها شب را به صبح می رسانند بیشتر درختان میدان مرکزی شهر و خیابان بوعلی به این دلیل بریده شدند که فضولات این پرندگان بی پناه در کنار خیابان ها نریزد غافل از اینکه شهر بی درخت و بی پرنده شهری مرده است (در گذشته این پرندگان بر روی درختان باغ هایی که در حاشیه شهر وجود داشت زندگی می کردند اما امروز چون بیشتر باغ ها نابود شده اند به مرکز شهر هجوم می آورند).

4-محصور کردن درختان با سنگ گرانیت و آجر با شعاعی کمتر از یک متر که باعث می شود آب و اکسیژن کافی به درخت نرسد و خشک شود

5-آبیاری درختان اغلب به وسیله تانکر است و متصدیان امر آبیاری آب را در حالی که تانکر در حال حرکت است به سوی درختان می پاشند و تاثیر این نوع آبیاری بسیار کم است ودر مقابل هدر رفت آب بسیار زیاد در حالی که تجربه کشورهای توسعه یافته نشان می دهد سیستم های آبیاری قطره ای مناسب تر است.

6-هرس بی موقع و بیش از حد معمول ،هرس کردن توسط افراد خبره و باغدارهای باتجربه می تواند سودمندتر باشد.

7-بارش سنگین برف بر شاخه ها در فصل زمستان و عدم تکاندن درختان باعث سقوط و یا شکستن درختان می شود.

8-استفاده نا­به­جا از درخت توسط شهروندان،بستن تاب،زدن میخ برای نصب پرده و بنرهای تبلیغاتی و بستن داربست فلزی (که چندین مااست اتفاقا درخیابان مقابل شهرداری مرکزی برقراراست)چسباندن تراکت تبلیغاتی با مواد شیمیایی و…

9-جایگزین نشدن درخت و یا عدم نگهداری و نگهبانی از نهال های جدید،بی توجهی و نبود آموزش توسط رسانه ها و متولیان شهری،تاثیر آلودگی و ریزگردها و ده ها مورد دیگر باعث شده صدها اصله درخت کهنسال خشک شده و یا نابود شود و اگر روند نابودی ادامه پیدا کند همدان به شهری بی درخت مبدل خواهد شد.درحالی که بامسؤلیت دادن، مشارکت وتشویق شهروندان جهت کاشت ونگهداری ازدرختان می توان به پاکیزگی وسبزی شهر کمک کرد.

http://www.sharghnewspaper.ir/News/90/11/05/22828.html روزنامه شرق 5بهمن 90

http://hamadanblog.mihanblog.com/ همدان نامه


برچسب‌ها: درخت همدان محیط زیست
+ نوشته شده توسط حسین زندی در چهارشنبه پنجم بهمن 1390 و ساعت 15:38 |

نابودی   صدها اصله درخت یک  تپه  باستانی در همدان

حسین زندی

پارک جنگلی مصلی با مساحت دویست و چهل هزارمتر ، یکی از شریان های تنفسی شهر همدان در حالی نابود شد که با رشد جمعیت، توسعه شهر و آلودگی هوا نیاز به کاشت درختان بیشتری احساس می شود.

این اتفاق در سکوت خبری و بدون نظرخواهی از مردم رخ داد.مهر نوش نجفی راغب از اعضای شورای شهر و عضو کمیسیون ماده 7 فضای سبز، پیشتر اعلام کرده بود مجوزی از سوی این نهاد برای ساخت و سازهای در این تپه باستانی صادر نشده است.

پارک جنگلی مصلی در مرکز شهر همدان، در اواسط دهه ی پنجاه بر روی تپه ی مصلی ، در کنار بقایای قلعه اشکانی « ارگ تپه» ایجاد شده است. این تپه از جنبه های گوناگون حائز اهمیت است . در متون تاریخی و سفرنامه ها از آن با نام های « تپه ارگ» ، «دژ تپه» و «تپه دژ» یاد شده است و برخی باستان شناسان محل اصلی هگمتانه را بر روی این تپه دانسته اند. اما تپه مصلی به دلیل یافته های دوران اشکانی ( پارتی) و مادی ارتباط  و پیوستگی تنگاتنگی با تپه هگمتانه دارد.

ویلیام جکسن می نویسد : « همدان در کنار یکی از ارتفاعات قرار گرفته است... درست متصل به شهر ، معروف به مصلی قرار دارد.که در قدیم ارگ دژ بوده است اما ابعاد این تپه یا قلعه از دور معلوم نبود تا اینکه به آنجا نزدیک شدم و از مشاهده طرح آن به این نکته پی بردم که احتمال اینکه این تپه همان باشد که هرودوت در ضمن توصیف شهر بارودار اکباتان (هکمتانه) پایتخت ماد قدیم بدان اشاره می کند.» ( ص 169)

وباز می نویسد: «... و مصلی یا دژ تپه متصل به سمت شرقی شهر می باشد و قسمتی از آن را تشکیل می دهد.»

وی ادامه می دهد: « ... امروز بقایایی از دیوارهای کهن برفراز مصلی دیده می شود که ضخامت بعضی از آنها به حدود 5متر و بلندی آنها به حدود شش متر می رسد و مصالحی که در آن به کار رفته عبارت است از خاک رس و سنگ لوح و آجر و قلوه سنگها ... در وا قع چنان که می گویند آنجا محمد خان در پایان قرن هجدهم میلادی مطابق با قرن دوازدهم هجری بقایای تمام آثار باستانی همدان را ویران کرده است.»

آغا محمد خان با تصور اینکه اسلحه ، مهمات و انبار غلات شهر در این ارگ است این قلعه را ویران می کندد اما چیزی نمی یابد. پس از آن در اواخر دوره  قاجار در زمان ظهیرالدوله حاکم همدان ، این تپه به عنوان مصلی و محل عبادت مردم شهر به ویژه برای باران خواهی و نماز عید استفاده شود. ظهیر الدوله اشاره   می کند که معمولا مردم شهر هرگاه بخواهند به جان شاه فعلی ( مظفرالدین شاه)  یا برای روح شاه شهید دعا کنند به تپه می روند.

در دوره پهلوی اول اطراف تپه مصلی به محل سکونت حاشیه نشینان شهر تبدیل می شود و از مصالح قلعه برای ساختن خانه ها استفاده می کنند. این رویه تا دهه پنجاه خورشیدی ادامه دارد. در آن روزگار طرحی ارائه می شود که به مرور ساکنان این محل در شهرک ها و مجتمع هایی که پیشتر آماده شده اسکان دهند، بیش از 60درصد تپه را نهال کاری می شود و تا آغاز انقلاب تعدادی از خانه ها را تملیک کرده ، ساکنان در محله «600دستگاه» اسکان داده می شوند اما پس از انقلاب با شروع جنگ این طرح مسکوت می ماند.

در سال های اخیر این تپه توسط اداره ارشاد و معاونت عمرانی استانداری تخریب شده ، قلعه اشکانی نابود شده ، درختان از بین رفته و حتی محل استقرار ضدهوایی بر روی تپه که در دوره جنگ عامل فرار( هراس ) دشمن بود را نابود کرده اند.این در حالی است که نهادهای دولتی با بودجه میلیاردی که برای نابودی و خاک برداری تپه هزینه و مصرف شده،  می تواستند خانه های اطراف تپه که ارزان ترین منطقه شهر است را خریداری و تملیک کرده و پروژه های خود را در آنجا پیگیری و ریه های تنفسی شهر را نابود نکنند. http://www.sharghnewspaper.ir/Page/Paper/90/10/28/13

 

http://hamadanblog.mihanblog.com/

http://www.sharghnewspaper.ir/News/90/10/28/22513.html


برچسب‌ها: محیط زیست میراث درخطر درخت
+ نوشته شده توسط حسین زندی در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 و ساعت 0:58 |

 

 

گفتگویی برای کردستان

حسین زندی

فصلنامه گفتگو آخرین شماره(58) خود را به مسئله اقلیم کردستان عراق اختصاص داده است.مسئله ای که درنشریات ایران کمتر بدان توجه شده است . در حالی که با توجه به وجود پیوند ها ومشترکات فرهنگی ، تاریخی، اجتمایی و...نگاه به کردستان عراق وپرداختن به مباحث آن بسیار ضروری به نظر می رسد.

فصلنامه گفتگو در شماره های پیشین ویژه نامه هایی در زمینه مسایل قومی ایران به ویژه کردستان 1-جمهوری مهاباد (53 )، 2-کردوکردستان( 40 )،3-قومیت ومسایل قومی (43) منتشر کرده است که بی ارتباط با اقلیم کردستان عراق نیست .اما این شماره به گواه عنوان سرمقاله ای که احسان هوشمند جامعه شناس و پژوهشگر مسایل قومی وسردبیر مهمان فصلنامه نوشته است به درستی باب گفتگو نام گرفته است.

گفتگوها با مقامات ، صاحبنظران و روشنفکران کرد عراقی که از دیدگاه ومواضع سیاسی متفاوت وموافقان ومخالفان جناح حاکم صورت گرفته است . در مجموع چهارده گفتگو وتنها دومقاله که یکی در آغاز نوشتهء زرار حاجی میر خان از پایه گذاران مرکز آمار اقلیم کردستان که آماری از تغییرات بافت جمعیتی کردستان، قربانیان بمب های شیمیایی و انفال توسط حکومت صدام در مناطق کرد نشین ارایه می کند ومی تواند مورد استناد دیگر پژوهشگران قرار گیرد. همچنین وضعیت پارلمان ، قوانین وسه دوره انتخابات در اقلیم کردستان ،تعداد کرسی ها و احزاب را بررسی میکند.دومین وآخرین مقاله با عنوان یک دولت کوچک ایرانی نژاد؟ از کاوه بیات مورخ بر جسته ایرانی است در پایان  روزشمار تحولات کردستان عراق از سال 1918 تا2011 آمده است . گفتگوها توسط احسان هوشمند انجام شده ونکته جالب این است که بیشتر به زبان فارسی صورت گرفته است .

اولین گفتگو با جعفر ابراهیم از مسئو لان بلند پایه حزب دمکرات کردستان عراق است که به نقش ایران به عنوان میانجی در بین گروه های عراقی اشاره می کند . اما یکی از مهمترین بخش های این ویژه نامه گفتگو با رهبر اپوزسیون «گوران» نو شیروان مصطفی است که که به انتقاد از دو حزب حاکم اتحادیه میهنی و حزب دمکرات کردستان عراق می پردازد و از نا کار آمدی پارلمان می گوید .وبرنامه های آینده حزب مطبوع اش را بیان میکند . از دیگر منتقدین حکومت فاروق رفیق روشنفکر و استاد دانشگاه است که درمصاحبه حکومت اقلیم کردستان را حاکمیت فساد می خواند .

یکی دیگر از کسانی که نامش در میان گفتگو شوندگان  قرار گرفته شاعر کرد فرهاد پیربال است پیربال برای کتاب خوان های ایران ناشناخته نیست . اوسال ها درایران زندگی کرده است  با ادبیات وفرهنگ این کشورآشناست واکنون استاد دانشگاه در اربیل است .در این گفتگو از پیوند فرهنگی وادبیات فارسی وکردها می گوید وخود را ایرانی می داند :«آری بنده افتخار می کنم از این که در اربیل ایرانی ومسلمان هستم . این مسئله برای بنده بسیار اهمیت داردکه در عین ایرانی بودنم ، کردبودنم را نیز درک کنند.»

گفتگو هایی هم بارهبران احزاب سیاسی کردستان عراق مانند قادر عزیز رییس حزب زحمتکشان ،آسوکمال عضو حزب کمونیست ، سوران عمر عضو شورای میدان آزادی همچنین با مقام های حکومتی از جمله احمد توانا،فرید اسه سرد،چنار سعد عبدالله ،عزت عیسی ،نجدت آکری، آزادجندیانی وشیرزاد نجار انجام شده است وبه غنای این ویژه نامه افزوده است  


برچسب‌ها: معرفی کتاب کردستان
+ نوشته شده توسط حسین زندی در جمعه بیست و سوم دی 1390 و ساعت 0:44 |

محوطه تاریخی خورزنه و آینده ای مبهم

حسین زندی

 

ثبت میراث تاریخی و فرهنگی درفهرست آثار ملی ازجمله تدابیری است که در جهت حفظ و نگه داری این آثار در نظر گرفته شده است ، در واقع اولین گام درجهت حفظ و پاسداری آن ها است

محوطه ی باستانی کوه خورزنه ی همدان از جمله محوطه هایی است که علیرغم دارا بودن ویژگی های طبیعی ، باستانی و فرهنگی هنوز به ثبت ملی نرسیده است

نام خورزنه :

خور از ریشه ی پهلوی و مشتق از« هور» به معنی خورشید ؛ «آفتاب» ، فرشته ی موکل بر خورشید است روز یازدهم از هر ماه خورشیدی را خورروز می گویند و خورزنه را محل طلوع

خورشید دانسته اند  نام های فراوانی با پسوند و پیشوند خور در جغرافیای ایران وجود دارد که برگرفته از ریشه ی این واژه ی کهن است و نشان از اهمیت این نام دارد خور، خورآسان (خراسان)، خور موسی، خورنق( خورنگ)، خور و بیابانک ، خوره اردشیر، خورهه ، هوراند ، هوریان ، امامزاده خورزنه ، کوه خورزن در محلات ( استان مرکزی ) و صدها نام جای دیگر و واژه و اصطلاح از این دست می توان برشمرد که در ساختارش از خور و هور وام گرفته شده است ، مانند خاور به معنی محل برآمدن خورشید ، در زبان پهلوی و زبان کردی که ریشه در زبان پهلوی دارد بیشتر واژه هایی که با نور و خورشید درارتباط هستند با خور و هور هم ریشه اند

نام جاهای اطراف این کوه به ویژه در جهت شرق و شمال به شعاع ده کیلومتر اغلب ریشه ی کهن و پهلوی  دارند مانند: مزدقینه ( مزداگینه) , کشین ، ورکانه ، سنگستان ، آبشینه ، تپه ی شاه تهماسب و ... حتی نام های ساکنان روستاهای اطراف هم بیشتر نام هایی  کهن هستند که ریشه در شاهنامه دارند اما نتیجه گیری در این زمینه نیاز به بررسی زبان شناسانه و مردم شناسانه دارد

موقعیت جغرافیایی :

کوه خورزنه در سه کیلومتری شرق همدان ، در میان سه روستای حصار آقا شمسعلی ( در غرب ) ، مزدقینه ( درشمال ) و کشین ( در جنوب ) واقع شده است

ارتفاع این کوه از سطح دریا تقریبا2300 متر است و در فاصله ی 500 متری کوه به طرف غرب تپه ی شاه تهماسب قرار دارد ( از آنجا که باستان شناسان بقایای سفال های اطراف تپه را به دوره ی سلجوقی نسبت می دهند به نظر می رسد نامگذاری تپه ارتباطی به دوره ی صفوی و شاه تهماسب ندارد و دلیل دیگری دارد

شایان ذکر است این تپه ی تاریخی و گورستان اطراف آن به دلیل بی توجهی مسئولین و حفاری های غیرمجاز در حال نابودی است

ویژگی های تاریخی :

در قسمت فوقانی کوه ( جبهه ی جنوبی ) سه غار وجود دارد غار شماره ی یک در
اثر بمباران هوایی ارتش عراق تخریب شده ودهانه ی ورودی آن با ریزش چند
لاشه سنگ پوشیده شده است غار دوم که از دو غار دیگر کوچکتر است هم سطح
با غار اول ، با فاصله ی تقریبی دویست متری به طرف شرق است وعمق چندانی
ندارد اما سومین و مهمترین غار پایین تر از آن دو قرار دارد ، دهانه ی غار بیش از ده متر عرض و دو و نیم متر ارتفاع دارد و درون آن مانند تالار بزرگی است، سطح غار با ریزش صدها تن شن و خاک پوشیده شده است ودیوارها و سقف آن توسط ساکنانش در دوره های تاریخی مختلف بزرگتر و فراخ ترشده به طوری که بقایای زخم تیشه ها هنوز خودنمایی می کند

از آنجا که سنگ کوه از جنس رسوبی نرم تشکیل شده است همواره در طول زمان
درمعرض حکاکی و علامت گذاری قرار گرفته است ، بیشتر این علامت ها و نوشته
ها متعلق به دوره های اخیر است جالب ترین ویژگی این است که در جای جای آن حکاکی و برآمدگی هایی به صورت دایره دیده می شود ( نگارنده بیش از صد و بیست مورد آن را شناسایی و از آن عکسبرداری کرده است ) این خورشید واره ها

در قطرهای مختلف از ده سانتی متر تا یک و نیم متر ، هم در داخل غارها و هم در سطح سنگ ها در نقاط مختلف کوه دیده می شود

برخی معتقدند این حکاکی ها آثار به جا مانده از استخراج سنگ برای پایه ستون و یا سنگ آسیاب بوده است اما در هیچ جای شهر همدان و اطراف آن پایه ستونی از این نوع سنگ دیده نشده است

دیگر اینکه سنگ این کوه به دلیل نرمی برای پایه ستون مناسب نیست و برای سنگ آسیاب نیز از این نوع سنگ استفاده نمی شده است اما با توجه به نام کوه که محل برآمدن خورشید است و اینکه پژوهشگران این منطقه را محل سکونت مهرپرستان دانسته اند و باورهایی نیز از آیین مهر در میان بومیان این منطقه وجود دارد این سوال پیش می آید که آیا این دایره ها ارتباطی با نام کوه و آیین مهر دارد و یا اینکه نگاره ها کاربرد ستاره شناسی و سنجش زمان داشته اند و یا از نمادهای جادویی پیش از به وجود آمدن مذاهب و ادیان دردوره ی غار نشینی بوده است؟

ویژگی های فرهنگی : 

مردمان بومی منطقه هر سال مناسک و مراسم آیینی گوناگونی مانند مراسم باران خواهی را در این کوه ها برگزار می کرده اند

مراسم هر روستا در یکی از کوه های منطقه اجرا می شد، مردم روستای آقا شمسعلی همه ساله در یکی از روزهای اردیبهشت ماه به کوه حصار ( در یک کیلومتری غرب خورزنه ) رفته و مراسم باران خواهی را در کنار ( ولد امامی ) امامزاده ولد به جا می آوردند که  البته این مکان امروزه توسط بانیان مسکن مهر دستخوش تخریب شده است و ساخت و سازهای سازمان مسکن تا نزدیک خورزنه رسیده است

مراسم آیینی شاه الوند همچنان در کوه الوند برگزار می شود ، کوه خورزنه نیز محل برگزاری یکی از این آیین ها بوده است

از دیگر ویژگی های کوه خورزنه ، دیواره های مناسب برای سنگنوردی است و بهترین محل سنگنوردی درهمدان به شمار می رود که ازجای جای ایران ورزشکاران بسیاری را به خود فرا می خواند

ثبت این محوطه به صورت یکجا و یا مجزا در فهرست آثار ملی توسط سازمان میراث فرهنگی می تواند دست کم اهمیت آن را در نزد مردم منطقه آشکار کند و حس آنان را به نگهداری هر چه بهتر میراث خود برانگیزاند تا شاید در برابر حفاران غیرمجاز که این مکان را ملک شخصی خود به شمار آورده اند واکنش نشان دهند همچنین این مجموعه ( کوه خورزنه و تپه ی شاه تهماسب) باتوجه به ویژگی های گوناگون یاد شده  می تواند  مکان مناسبی برای گردشگری پاک باشد


برچسب‌ها: میراث درخطر کوه
+ نوشته شده توسط حسین زندی در شنبه دهم دی 1390 و ساعت 1:17 |

 

یلدا نقطه تقابل و تعامل مهرکيشی و دین زرتشت

 

حسين زندي

 

 

از چهار هزار سال پیش جشن شب یلدا با نام ها و عنوان های گوناگون در حوزه فرهنگی ایران برگزار می شود اما مناسبت ها مناسک و آیین ها در ادوارتاریخی ، مناطق جغرافیایی و نوع حاکمیت و باور مردمان متفاوت بوده است

ازهمین روی جشن ها را باید براساس دوره تاریخی و ظرف زماني مشخص  بررسي کرد درغیراین صورت نتیجه قابل قبولی جز سردرگمی به دست نخواهد آمد

با ظهور زرتشت و فراگیری دین او که آیین مهرپرستی و دیگر آیین های بومی درایران را به حاشیه می راند , جشن ها نیز دچار تحول می شود اگرچه همه نشانه ها و مظاهر آیین های کهن از میان نمی رود و حتی بر دین جدید(زرتشت) تاثیر شگرفی می گذارد اما دگرگونی ها را نمی توان نادیده گرفت

یلدا نمونه به جای مانده از این مراسم است و آن را به نوعی نقطه تلاقی و برخورد فرهنگ مهرپرستی و زرتشتی می توان شمرد این نکته که زرتشت پس از ظهور , دیوان یا خدایان اساطیری ایرانیان را که از نظر او مظهر بدی بودند مردود شمرد و به کنار زد و یادآوری این باور که در دوره ای از تاریخ این سرزمین بلندترین شب سال (یلدا) که زمان تولد مهر به
شمار می آمد را نشانه سیاهی تاریکی و تباهی می دانسته اند و مهم تر اینکه ارتباط واژه های دیو و دی و هم ریشگی این دو واژه که یکی سمبل پلیدی و دیگری نشانه خرمی است می تواند نشانه این ارتباط باشد

دیو یا دئو (daeva) واژه اوستایی است به معنی خدا که همچنان در هند به همین معنا به کار می رود پس از غالب شدن فرهنگ زرتشتی در ایران به ویژه در دوره ساسانیان این واژه بار معنایی منفی پیدا کرد و به معنی خدای ظلم و پلیدی به کار گرفته شد این واژه با اندکی تفاوت تلفظ در فرانسه  (dieu) و گاه در انگلیسی به کار می رود و نکته دیگر رابطه کلمه هاي دی و دیگان است دی اولین ماه فصل زمستان است در گاه شماری قديم سه روز از ماه با این نام
آمده است دی به آذر، دی به مهر، دی به دین که دیبگان و یا دیگان اول ، دوم و سوم گفته می شود و این سه روز متعلق به خدایگان و پادشاهان است و به نظر می رسد جشن ها و آیین های مذهبی در این سه روز برگزار مي شده است

گردیزی در زین الخبار می نویسد « این ماه دی به نزدیک  مغان ماه خدای است و اول او را هم نام او خوانند و این روز را سخت مبارک دارند »

روز اول دی در گاه شماری کهن به نام هرمزد یا اهورامزدا است که آن را با عنوان خرم روز جشن می گرفتند ابوریحان دراثارالباقيه می نویسد:«دی ماه و آن را خورماه نیز می گویند نخستین روز آن خرم روز است و این روز و این ماه هردو به نام خدایتعالی که هرمزد است نامیده شده یعنی پادشاهی حکیم و صاحب رايي آفریدگار در این روز عادت ایرانیان چنین بود که پادشاه از تخت شاهی به زیر می آمد و جامه سپید می پوشید و در پایان بر فرش های سپید می نشست و دربان ها و یساولان و قراولان را که هیبت ملک بدان هاست به کنار می راند و در امور دنیا فارغ البال نظر می نمود و هرکس نیازمند می شد که با پادشاه سخن بگوید خواه که گدا باشد یا دارا و شریف باشد یا وضیع , بدون هیچ حاجب دربانی نیز به دربار شاه می رفت و بدون هیچ   مانعي با او گفتگو می کرد و دراین روز پادشاه با دهقانان و برزیگران مجالست می کرد و در یک سفره با ایشان غذا می خورد...)

به همین دلیل برخی ریشه این جشن را مذهبی و دینی دانسته اند و آغاز دی ماه را ابتدای سال مذهبی مهرپرستان ذکر کرده اند

همزمانی آغازسال  مسيحي  با این جشن نمی تواند بی ارتباط باشد چرا که مهرپرستی و میترایسم بیشترین تاثیر را برمسیحیت داشته و پژوهشگران در ارتباط با یلدا و تولد عیسی و مهر بسیار سخن گفته اند و به درستی نکات تاریکی آشکار نموده اند اما تاثیر و ارتباط آیین زرتشت از مهرپرستی مورد غفلت واقع شده و یا کمتر بدان پرداخته شده است از آنجا که مسیحیت آیین
فراگیر و رسمی است و ابزارها و امکانات حکومتی قرن ها در اختیار کلیسا بوده توانسته است این آیین را نوسازی کند و به عنوان تولد مسیح معرفی کند یلدا به مرور جنبه دینی را از دست داده و به صورت جشن مردمی و دهقانی درآمده است و درواقع این دهقانان و برزیگران بودند که یلدا را زنده نگه داشته اند

نکته دیگر جشن یلدا با دیگان و خورروز متفاوت است و مناسک و آیین هایی گوناگون از هم دارند برای پی بردن به ریشه جشن یلدا باید توجه داشت که در هیچ یک از آثار زرتشتی از این جشن یاد نشده است و مناسک برجای مانده مانند تقسیم خوراکی ها و... اغلب از آیین مهر گرفته شده است

 


+ نوشته شده توسط حسین زندی در چهارشنبه سی ام آذر 1390 و ساعت 21:17 |

 

- سومین جشنواره اسب اصیل ترکمن ایران در شهر گنبد کاووس برگزار شد.این جشنواره با هدف شناسایی ، احیا و معرفی نژاداسب اصیل ترکمن و با شرکت کمتر از 80 راس اسب با رقابت در هشت گروه سنی وبا معرفی برگزیدگان به کار خود پایان داد. مالکان اسب ها از شهرهای گنبد کاووس ،ساری ، گرگان ،خراسان شمالی ،کرج ،تهران ،همدان ،اصفهان و... در این جشنواره شرکت کرده بودند  این برنامه که می توانست بزرگترین مسابقه این گونه ی اسب ایرانی باشد اما به دلیل  اطلاع رسانی ضعیف بسیاری از مالکان اسب ترکمن درایران  در این جشنواره غایب بودند.

- محمد زندی مالک اسب پولاد که در گروه سنی دوسال،مقام دوم را به دست آورد به بی نظمی در ثبت نام اشاره کرد و گفت :بی برنامگی برگزارکنندگان جشنواره سبب شد بسیاری از پرورش دهندگان و اسبداران در این همایش حضور نیابند و مشخص نبودن مبلغ جایزه نیز دلیل دیگری بود چرا که هزینه نقل و  انتقال اسب از شهری به شهر دیگروهزینه های اقامت بالاست و مسلمآ اگر مسـئله عشق وعلاقه به اسب ایرانی در میان نبود دیگر دوستان نیز شرکت نمی کردند.

- زندی با اشاره به جایگاه اسب ایرانی ادامه داد:غرض محکوم کردن یک شخص یا متصدیان امور نیست اما راه احیاء سرمایه ملی شعار زدگی نیست ، باید دید هدف از برگزاری جشنواره ها تنها اجرا یک برنامه است یا به توانمندی های اسب ایرانی بویژه ترکمن ایمان داریم .اگر چنین است چرا از معرفی وصادرات آن جلو گیری می کنیم و در مقابل به اسب های تروبرد« دو خون» و خارجی را تبلیغ می کنیم البته من مخالف اسب های دو خون نیستم در دهه 60 در همدان اسب دو خون نگهداری می کردم   اما امروز وظیفه ما تقویت واستفاده از ظرفیت های اسب ایرانی به عنوان یک سرمایه ملی است .

- این پرورش دهنده اسب درپاسخ به این سوال که حمایت مسئولین در دیگر شهرستانها چگونه است گفت:من می توانم همدان را مثال بزنم،معمولا بهترین سوارکاران ازهمدان هستند اما قدیمی ترین اسطبل شهر پس از شصت سال با مرگ زنده یاد لیلی قراگوزلواحیا کننده اسب عرب خوزستان تعطیل و امروزتبدیل به ویرانه شده است در نهایت ما و اغلب علاقمندان وسوارکاران فعالیت های خود را خارج از همدان دنبال می کنیم.

از وبلاگ  http://iranianhorses.blogfa.com/

 

+ نوشته شده توسط حسین زندی در چهارشنبه سی ام آذر 1390 و ساعت 1:0 |

  راه‌اندازی کتابخانه در ارتفاع سه هزار متری

کتابخانه کوهستان با 500 جلد کتاب در ارتفاع سه هزار و 300 متری قله یخچال استان همدان توسط گروه کوهنوردان صعود قلم، هیئت کوهنوردان همدان و انجمن ایرانشناسی کهن دژ افتتاح و راه اندازی شد.

 مهر- اعضای گروه صعود قلم که متشکل از کوهنوردان تمام شهرهای ایران هستند سالی یک بار برنامه صعود به یکی از قله های بلند کشور را با شعارهای محیط زیستی برگزار می کنند امسال نیز برنماه صعود خود را با شعار کوهستان پاک اجرا کردند اما در قالب این برنامه، کتابخانه کوهستان در پناهگاه کوه یخچال همدان نیز افتتاح و راه اندازی شد.

این کوهنوردان قصد دارند تا کتابخانه کوهستان را در پناهگاه قله های دیگر نیز راه اندازی کنند تا گروههای کوهنوردی که به قله صعود می کنند وقت استراحت خود را با خواندن کتاب به نحو احسنت بگذرانند.

حسین زندی، مسئول راه اندازی کتابخانه کوهستان به خبرنگار مهر گفت: قصد داشتیم تا این کتابخانه مملو از کتابهای تخصصی حوزه محیط زیست باشد اما متاسفانه نتوانستیم حتی صد جلد کتاب در حوزه محیط زیست در بازارهای کتاب پیدا کنیم گویا نویسندگان چندان علاقه ای به نوشتن کتابهای تخصصی این حوزه ندارند!

+ نوشته شده توسط حسین زندی در دوشنبه چهاردهم آذر 1390 و ساعت 2:22 |

 

 

ایلنا-همدان: نخستین کتابخانه کوهستانی در قله یخچال همدان با حضوررئیس هیئت کوهنوردی استان وبا هدف بالا بردن سطح فرهنگ مطالعه افتتاح شد.

 

به گزارش ایلنا؛ حسین زندی مسئول گردآوری کتاب‌های این کتابخانه اظهار داشت: این کتابخانه به صورت خودجوش و به همت شرکت کنندگان برنامهٔ سالانه صعود، قلم انجمن ایران‌شناسی کهن دژ و هیات کوهنوردی استان همدان راه اندازی شده است.

 

زندی با اشاره به اینکه چند جلد کتاب در این کتابخانه جمع آوری شده خاطر نشان کرد: تعدادی از کتاب‌ها باهدف آشتی دادن و آشنا کردن کودکان با مطالعه و کتاب توسط اهداکنندگان و به نام کودکان آن‌ها اهداشده است.

 

وی گفت: در راه اندازی این کتابخانه حمایت و اعتبار دولتی وجود نداشته، اما در آینده نزدیک شاهد اهدای کتاب از سوی کتابخانه ملی و ارشاد اسلامی استان همدان خواهیم بود.

 

زندی در خصوص محتوی وموضوع کتابهای موجود در این کتابخانه گفت: هدف ماتهیه کتاب‌هایی در خصوص تاریخچه ومحیط زیست استان همدان بوده اما متاسفانه از آنجا که به مسئله محیط زیست پرداخته نمی‌شود تهیه کتاب‌هایی با این موضوع در تعدادبالا کاری بس دشوار است.

 

وی در پایان گفت: کتابخانه کوهستانی به صورت دایم بوده و استفاده از آن برای عموم آزاد است.

 

+ نوشته شده توسط حسین زندی در دوشنبه چهاردهم آذر 1390 و ساعت 2:18 |

راه اندازی نخستین کتابخانه کوهستانی در ایران

کوهنوردان همدانی با کوله بارهایی مملو از کتاب 

نخستین کتابخانه کوهستانی ایران را

پایه گذاری کردند

 

بابک مغازه ای

 

در روز آدینه 27 آبان ماه پس از چندین ماه تلاش نخستین کتابخانه کوهستانی ایران با موضوعاتی همچون محیط زیست , میراث فرهنگی , کوه و کوه نوردی , ادبیات و...در ارتفاع 3250 متری کوه یخچال همدان با نام کتابخانه کوهستان راه اندازی شد و مورد استفاده علاقه مندان کتاب و کتابخانی  قرار گرفت

اعضا گروه های کوهنوردی استان همدان , هیات کوهنوردی شهرستان همدان , نمایندگان برنامه صعود قلم و کمیته کوهنوردی انجمن ایران شناسی کهن دژ روز گذشته کتاب های اهدایی به این کتابخانه را به پناهگاه قله یخچال انتقال دادند

ایده اولیه ایجاد این مرکز توسط  حسین زندی دبیر کمیته کوهنوردی انجمن ایران شناسی کهن دژ در جریان آخرین برنامه صعود سراسری قلم در ارتفاعات همدان در تاریخ 10 تیر ماه 1390مطرح گردید و مورد استقبال بسیاری از شرکت کنندگان قرار گرفت و در مراحل بعدی نیز با حمایت بسیاری از علاقه مندان از جمله جمعی کثیری از کوهنوردان ادامه پیدا کرد و با تکیه بر حمایتهای مردمی بیش از صدها جلد کتاب برای این منظور توسط بخشهای مختلف اهدا گردید که جالبترین اتفاق در این میان این بود که بسیاری از افراد این کتاب ها را به نام کودکان خود اهدا کردند

در این میان به گفته حسین زندی یکی از مشکلات موجود در راه گسترش این مراکز کمبود کتابهای ارزشمند به ویژه در زمینه مرتبط با محیط زیست و میراث فرهنگی است

لازم به ذکر است که تاسیس کتابخانه کوهستانی  در ارتفاع 3250 متری اولین نمونه در کشور و مورد کم نظیری در سطح جهانی است و انجمن ایران شناسی کهن دژ برنامه دارد تا به منظور گسترش هر چه بیشتر فرهنگ کتابخانی در کشور تاسیس چنین کتابخانه هایی را زمینه ها و بخشهای مختلف پی گیری نمایند و علاقه مندان به همکاری در این زمینه میتوانند برای کسب اطلاعات بیشتر به تارنماهای زیر مراجعه فرمایند.

 

www.kohandezhngo.blogfa.com

www.zandi90.blogsky.com

+ نوشته شده توسط حسین زندی در دوشنبه چهاردهم آذر 1390 و ساعت 2:14 |

صعود به قله يخچال همدان با كوله باري از كتاب

حسين زندي

-جمعه گذشته نمايندگان گروههاي كوهنوردي استان همدان ، هيات كوهنوردي شهرستان همدان،كميته كوهنوردي ايران شناسي كهن دژ وصعود قلم با كوله باري از كتاب به ارتفاع 3200متري كوه يخچال همدان صعود كردند و «كتابخانه كوهستان»اولين كتابخانه كوهستاني كشور را افتتاح كردند.

--اين صعود در پي فراخواني كه براي ايجاد كتابخانه پناهگاه قله يخچال منتشر شده بود اتفاق افتاد و كوهنوردان تعدادي از كتابهاي اهدايي را به محل پناهگاه يخچال انتقال دادند در حضورپيشكسوت هاي كوهنوردي استان و ده ها تن از كوهنوردان  از شهرهاي همدان ،بروجرد وملاير راه اندازي كردند.

-انتخاب اين محل به عنوان نخستين كتابخانه كوهستاني  به دليل زيبايي ،تميزي وفعاليت هاي فرهنگي    مسئول پناهگاه بوده است. اما از آنجا كه سرانه مطالعه در كشور بسيار پايين است از هر امكان براي آشتي دادن مردم با كتاب بايد استفاده كرد كه اين كار هم مي تواند گامي در اين مسير باشد.

-به دليل تخريب هايي كه در محيط زيست كشور به ويژه فضاي كوهستانهاي ايران صورت گرفته است برنامه پيشنهاد اوليه ما اين بود كه يك كتابخانه تخصصي محيط زيست دركوه  ايجاد شود تا با اين محيط همخواني داشته باشد اما پس از ماهها  متوجه شديم كه  وضعيت محيط زيست آنقدر فاجعه بار است كه حتي به مقوله كتاب در اين زمينه هم سرايت كرد و در كمتر كتاب فروشي،كتابخانه وخانه اي در اين مورد كتاب يافت ميشود .در نهايت به همه موضوعات رضايت داده شد.

-اما در طول جمع آوري كتاب ها كه بيشتر از طريق اهداء توسط علاقه مندان  صورت گرفت نكات مثبتي اتفاق افتاد.از جمله اين كه برخي دوستان  كتاب هارا به نام كودكان خود اهداء كردند.تاهم در جهت آشنايي و تشويق كودكان وايجاد انگيزه در آينده مؤثر باشند ونيز براي جلب همياري هاي ديگر افراد جامعه در امور فرهنگي كمك كرد ه باشند.

-ديگر اينكه اين همكاري ها نشان داد روحيه كار جمعي در كشور ميان مردم وجود دارد و اگر مسئله اعتماد در ميان باشد از اين گونه كارها استقبال ميكنند.واز آنجاكه كوهنوردي از ورزش هايي است كه با اخلاق وهمگرايي همراه است كه ميتواند در موارد ديگر نيز مردم را با كار گروهي در امور خيريه و فرهنگي ترغيب كند .

-در نهايت راه  اندازي اين كتاب خانه ميتواند سرآغازي باشد براي ايجاد كتابخانه در تمام پناهگاههاي كوههاي ايران.                                                                                                                              

+ نوشته شده توسط حسین زندی در شنبه بیست و هشتم آبان 1390 و ساعت 20:12 |


Powered By
BLOGFA.COM